برای مانایی ایران، جامعه ایرانی باید مبنای توسعه قرار گیرد
برای مانایی ایران، جامعه ایرانی باید مبنای توسعه قرار گیرد

به گزارش روابط‌عمومی مرکز، دویست و چهل و دومین نشست علمی - تخصصی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری با عنوان «ایـران مانـا، با ملتی دانـا و تـوانا» هم‎زمان با هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، برگزار شد.
در این نشست، حبیب جباری؛ مدیرکل دفتر آموزش و ترویج مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری به عنوان مدیر علمی نشست و همچنین سیّدمحمد بهشتی؛ رئیس سابق و هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و مقصود فراستخواه؛ استاد برنامه‌ریزی توسعۀ آموزش عالی در مؤسسۀ پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی به‌عنوان سخنران نشست به ایراد نقطه‌نظرات خود پرداختند.
در ابتدای نشست، حبیب جباری؛ مدیرکل دفتر آموزش و ترویج مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری به عنوان مدیر علمی نشست ضمن خوشامدگویی به حضار سخنان خود را با این پرسش آغاز کرد که چرا با این که عمده تمدن‌ها در موزه‌ها دیده می‌شوند، اما تمدن ایرانی هنوز زنده است و نفس می‌کشد؟ جواب این سخن در مانایی ایران نهفته است و نه پایداری ساکن؛ راز این مانایی در توانایی ملت ایران در بازتولید معنای خود در مسیر تاریخ و آینده نهفته است.
 وی ادامه داد: همین مانایی که قرن‌ها به عنوان جان ایران بوده است، امروزه در حال فرسایشی خاموش و ناخواسته سیستماتیک است که نه از جانب مداخلات دشمنان خارجی بلکه از طرف برخی اقدامات توسعه‌ای که نام توسعه را یدک می‌کشند، اما به تعبیر دغدغه‌مندان این سرزمین، حاصل آنها بیشتر تخریب بوده است تا توسعه. البته باید اشاره کرد که مانایی ایران در این روزهای سخت به دغدغه جدی ایرانیان تبدیل شده است و این که چگونه از این روزهای سخت عبور کنیم و ایران و ایرانی با همه تنوعش مانا بماند.
در ادامه نشست سیّدمحمد بهشتی؛رئیس سابق و هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی به عنوان سخنران نشست گفت: یکی از مشکلات بزرگ تاریخ معاصر ما این است که در رشته های مختلف پرسشی از ایران نداریم، در حالی که باید در همه مقولات پرسش اصلی ما ایران باشد. 
وی ایران را «سرزمین بی قراری» توصیف کرد و گفت: ایران سرزمینی سرشار از بحران‌های تاریخی و طبیعی در دوران‌های مختلف بوده است. در طول تاریخ طبق پژوهشهای علمی ۱۲۰۰ مورد جنگ گزارش شده است. تصور نمی‌کنم کشور دیگری تا این مقدار شاهد جنگ بوده باشد. همچنین ایران صحنه بروز دین‌ها و آئین‌های مختلف بوده و قرائت های مختلف اسلام نیز در ایران کشمکش داشته‌اند.
عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی با بیان این‌که «جامعه ایران همواره از بحران‌ استقبال کرده است»، ادامه داد: در روانپزشکی صحبت از «تروما» می‌شود در صورتی که به نظر می رسد ایرانیان با بحران خو گرفته‌اند. برای مثال؛ امروز اطلس نقاط زلزله‌خیز و سیل‌خیز وجود دارد. بررسی که می‌کنیم شاهد این هستیم که هرجا زلزله‌خیزتر است، سیل‌خیزتر نیز هست و هر جا مخاطرات بیشتر است، جمعیت بیشتری در آن زندگی می‌کنند. به نظر می‌رسد ایرانیان اصرار داشتند در آن منطقه زندگی کنند. به همین دلیل است که عنوان می‌کنیم جامعه ما از بی‌قراری استقبال کرده است. در این زمینه تروما چه معنایی دارد؟ بنابراین باید در همه رشته‌ها پرسش از ایران را مد نظر قرار دهیم.
وی با تاکید بر مفهوم «زمینه» گفت: در ۷۰ سال اخیر نوعی احساس استغنا و بی‌نیازی از پرسش از ایران به عنوان «زمینه» داشته‌ایم. در حالی که امروز  شناخت ما از جزئیات فنی طبیعت بیشتر شده، اما فهم ما از زمینه کاهش یافته است. از دستاوردهای تمدن بشری از جمله هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم ولی به زمینه بی‌توجه بوده‌ایم.
بهشتی با بیان این‌که ما به امتناع از زمینه مبتلا شدیم، ادامه داد: میزان شناختی که نسبت به زمینه هر موضوع داریم هزاران برابر ۷۰ سال قبل است ولی در مورد این زمینه چیزی نمی‌دانیم.
وی با ذکر مثالی از زیست در شهر تهران گفت: ما در گذشته قبل از ایجاد سازمان زمین‌شناسی و ... گسل‌های شهر تهران را نمی‌شناختیم ولی الان اطلاعات دقیق داریم، قبل از ایجاد سازمان هواشناسی اطلاعی از ۷ رود دره تهران نداشتیم ولی الان روز به روز در مورد زمان طغیان، حجم آب و ... می‌دانیم. الان ۲ تهدید بزرگ تهران ، گسل شمال تهران و رود دره‌های تهران است را خوب می‌شناسیم ولی در این ۷۰ سال، شهر تهران را دقیقاً روی همین گسل‌ها در منطقه نیاوران و در پیشانی ۷ رود دره گسترش دادیم!
رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی با اشاره به تاریخچه شهر شدن تهران گفت: در زمان شاه طهماسب تصمیم می‌گیرند که یکی از ۳۰۰ روستای دشت تهران را شهر کنند، آن منطقه و تهران زمان شاه طهماسب، دورترین محل نسبت به گسل‌ها و امن‌ترین جا نسبت به مسیل‌ها بود. بزرگ‌ترین زلزله تهران در زمان مظفرالدین شاه اتفاق افتاد، ولی بررسی‌ها نشان می‌دهد که هیچ نشانه‌ای از تخریب در تهران آن زمان وجود ندارد و نمونه آن کاخ گلستان است که آسیبی ندیده است. ما این سال‌ها منتظر رخداد لرزه‌ای مانند همان زلزله هستیم ولی پیش‌بینی خسارات بیشتری داریم.
وی تاکید کرد: ما امروز در مورد زمین دشت تهران خوب می‌دانیم ولی زمینه آن را نمی‌شناسیم. این سوال است که زمان شاه طهماسب چطور بهترین مکان را برای شهر تهران تشخیص دادند ولی ما با دانش و اطلاعات فراوان تشخیص درستی ندادیم در حالیکه تهران را طرح‌های توسعه‌ای گسترش داده ایم؟!
بهشتی اظهار کرد: ما چند هزار سال فرصت داشتیم پیدا کنیم کدام مناطق قابل زیست نیستند ولی امروز به اتکای تکنولوژی می‌خواهیم مناطق را قابل زیست کنیم. این کار شدنی است ولی هزینه آن بسیار زیاد می‌شود. در همه ایران همین‌ کار را انجام داده ایم.
وی با اشاره به موضوع انتقال پایتخت گفت: بررسی که می‌کنیم، می‌بینیم که در طول تاریخ در سواحل خلیج فارس شهرهای زیادی نبوده است ولی ما هیچ وقت این پرسش را نداشتیم که چرا در سواحل خلیج فارس رونق زیست وجود نداشته است؟ این نبوده که قدیمی‌ها چیزی نفهمند ولی ما چنین سوالی نمی‌پرسیم.
عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی با تاکید بر اینکه باید به تجربه زیسته ایرانیان در این سرزمین اعتماد داشت، گفت: ۸۰ درصد مسیرها در کشور مبتنی بر مسیرهای تاریخی است و ۲۰ درصد مسیرهای جدید است. مسیرهای تاریخی همواره کوتاه‌تر، امن‌تر و هموارتر بودند. برای مثال؛ مسیر ساسانی تهران - کاشان ۲۰ کیلومتر کوتاه تر است، مسیر تاریخی شوش به همدان ۱۳۵ کیلومتر کوتاه‌تر است. مسیر تاریخی تهران به مازندران از مسیر فیروزکوه بوده است. مقایسه کنیم با جاده هراز تفاوت آن از نظر امنیت مشخص است. در جاده هراز احتمال ریزش کوه بیشتر است. چگونه ما با اطلاعات بیشتر مسیرهایی می‌سازیم طولانی تر، ناامن تر و ناهموارتراند؟
وی تاکید کرد: ما اگر زمینه را می‌شناختیم به راحتی صحبت از انتقال پایتخت نمی‌کردیم. تهران در یک جستجوی هزار ساله به عنوان پایتخت انتخاب شده است. در هر امری با اصول و فروع مواجه هستیم، اصول از ثبات برخوردار هستند ولی فروع تغییر می‌کنند ولی در ۷۰ سال اخیر فقط فروع برای ما مهم بوده است. ما در سرزمینی بی‌قرار زندگی می‌کنیم که مملو از ناآرامی است باید به این مسائل توجه داشته باشیم.
بهشتی با اشاره به تجربه قنات‌سازی ایرانیان گفت: ما آثار ۱۴۰ هزار رشته قنات را در ایران داریم که به اندازه چندین بار رفت و برگشت به ماه است؛ از این تعداد حتی ۴۰ قنات نیز اشتباه نشده است که به آب نرسد. در آن دوران با چه تمهیداتی می‌توانستند این اقدام را انجام دهند؟ حفر قنات اردکان سه نسل طول کشیده است  مردمان تمام ثروت و دارایی خود  را برای آن صرف می‌کردند و اگر اشتباه می‌کردند تمام دارایی و ثروت خود را هدر می‌دادند. این کار بدون اندیشه نبوده است.
وی خاطر نشان کرد: وقتی زمینه را می‌شناختیم همواره متوجه بودیم که باید مسئله حل کنیم نه اینکه مشکل برطرف کنیم و می‌دانستیم که در هر زیستگاه برای زیست‌پذیر شدن باید معادله چندمجهولی حل کنیم. در حالی که در طول ۷۰ سال اخیر فقط مشکل حل کردیم.
بهشتی به دشت خوزستان اشاره کرد و گفت: دشت خوزستان یک صخره عظیم است که چند رودخانه در آن جریان دارد. در اثر طغیان رودخانه‌ها خاک‌ها رسوب کرده و زمین حاصلخیز ایجاد شده است. این خاک کمی نیز نمک‌دارد که اگر این خاک از بالا ابیاری نشود، تبدیل به نمکزار می‌شود. طغیان سالانه رودخانه‌ها سبب می‌شد رطوبت نمک را پایین ببرد و یک لایه خاک جدید روی زمین بیاید. این مکانیزم طغیان رودخانه‌ها چرخ این منطقه را می‌چرخانده است.
وی ادامه داد: در دشت خوزستان هیچ محل مسکونی نداریم و تا دوره ناصری در این جلگه هیچ اثری از شهر دیده نمی‌شود اهواز شهری است که در دوره ناصرالدین شاه ساخته شده است. در آن منطقه آب دریا جذر و مد می‌کند، آب شور پایین می‌رود آب شیرین بالا می‌ماند، از طریق کانال‌هایی در زمان جذر و مد آب شیرین را به نخلستان‌ها می‌رساندند و بزرگترین نخلستان ها را ایجاد کردند. از زمانی رودخانه را تهدید ‌دیدند و روی رودخانه‌ها سد زدند، امروز در خوزستان دیگر سیل نمی‌آید. آب دریا به خشکی نفوذ کرد و تا کیلومترها آب شیرین در دریا نداریم. این‌گونه نخلستان‌ها با آب شور دریا خشک شدند و امروز استانی که یک ششم آب شیرین کشور در آن جریان داشت، تبدیل به استانی شد که مردم آن مشکل آب دارند.
عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی خاطر نشان کرد: مانایی ایران زمانی محقق می‌شود که ما به زمینه ایران و شناخت عمیق آن اتکا کنیم. ایران سرزمین بی‌قراری است ولی در تمام مسائل توسعه‌ای، ما ایران را یک کشور پایدار و stable دیده‌ایم. بنابراین ما اول باید نگاه خودمان را درست کنیم تا بتوانیم ایران را درست کنیم.
در ادامه این نشست، مقصود فراستخواه؛ استاد برنامه‌ریزی توسعۀ آموزش عالی در مؤسسۀ پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی به‌عنوان دیگر سخنران نشست گفت: توسعه در ایران بوروکراتیک و تکنوکراتیک بوده و با نگاه مهندسی انجام شده است، بدون اینکه قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها و زمینه‌های واقعی جامعه ایرانی دیده شود.
به گفته وی؛ توسعه ۷۰ سال اخیر بر اساس متن و بستر اجتماعی ایران شکل نگرفته و همین مسئله باعث شده توسعه در ایران به نوعی «توسعه خودستیز» تبدیل شود.
این جامعه‌شناس با تاکید بر این‌که توسعه باید مبتنی بر اجتماع باشد، گفت: توسعه واقعی به معنای ارتقای ظرفیت‌ها و زمینه‌های خود جامعه است. بی‌توجهی به همین موضوع بود که سبب «خودستیز» شدن توسعه در ایران شد. از دل توسعه، ستیز بیرون آمد و چند ۱۰ سال توسعه را به هم ریخت. ما هزار پاسخ ساده به مشکلات پیچیده دادیم که همگی این پاسخ‌ها غلط بودند و همین سبب شد که مشکلات ماندند و بدخیم شدند.
فراستخواه تاکید کرد: مشکل باید به مسئله تبدیل شود و صورت‌بندی عینی پیدا کند تا بتوان آن را حل کرد؛ در غیر این صورت به بحرانی پیچیده و مزمن تبدیل خواهد شد.
عضو هیئت‌علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با اشاره به عنوان نشست «ایران مانا، با ملتی دانا و توانا»  گفت: من احساس می‌کنم در پشت این عنوان نوعی نگرانی و دلالت ضمنی وجود دارد که انگار ایران در معرض تهدید و فرسایش قرار گرفته است.
وی گفت: ما در تاریخ به تراژدی توجه نکرده‌ایم و بیشتر به حماسه پرداخته‌ایم، در حالی که توجه به تراژدی از بین رفتن ملت‌ها نیز باید توجه داشته باشیم. باید از خود بپرسیم حد تاب‌آوری ما کجاست؟ ممکن است ما نیز روزی فرو بریزیم.
وی با بیان این‌که یکی از اصلی‌ترین سرمایه‌های ایران سرمایه انسانی است، گفت: مردم باید به ملت تبدیل شوند؛ ملتی که دانا و توانا باشد. زبان، سرزمین و تاریخ مشترک برای ملت‌سازی لازم‌اند؛ اما کافی نیستند و تنها مواد اولیه به شمار می‌روند. آنچه مردم را به ملت تبدیل می‌کند، صورت‌بندی حقوقی و قرارداد اجتماعی است؛ یعنی جامعه‌ای که در آن حق اظهار نظر، عدالت، حقوق شهروندی و پاسخگویی وجود داشته باشد.
به گفته این جامعه‌شناس؛ برای مانایی ایران، جامعه باید مبنای توسعه قرار گیرد و برای تحقق این موضوع باید به سمت جامعه برویم و از آن دفاع کنیم.
وی ادامه داد: چیزی که می‌تواند ایران را حفظ کند، جامعه ایران است؛ یعنی سرمایه‌های انسانی، اجتماعی و نمادین کشور. اگر «جامعه‌گی» جامعه، همدلی‌ها و پیوندهای اجتماعی فرسوده شوند، ایران نیز آسیب خواهد دید. ایران را عقل کل‌ها  نمی‌سازند بلکه فهم، مشارکت، هوش زمینه‌ای و عاملیت تک‌تک انسان‌های ایرانی است که می‌تواند ایران را حفظ کند.
فراستخواه با اشاره به پرسش قدیمی گفت: من سال‌ها این پرسش را داشتم که چرا نهادهای ما پایدار نبودند؟ و به این نتیجه رسیدم که انسان ایرانی خود به مثابه یک نهاد عمل کرده و توانسته دوام داشته باشد. نهاد، ساختاری بادوام است که جهان را قابل پیش‌بینی می‌کند و قواعد با دوام دارد؛ اما در قحطی نهادی ایران، این انسان ایرانی بوده که قواعد را ساخته و حلقه اتصال میان دوران‌های مختلف شده است. در تاریخ این کشور بارها دولت‌ها نابود شده‌اند ولی ایران ادامه پیدا کرده است. چراکه نوعی فلسفه زندگی، حس تاریخی و پدیدارشناسی خاص در انسان ایرانی وجود داشته است.
این جامعه‌شناس هشدار داد: امروز انسان ایرانی در معرض فرسایش قرار گرفته است. اگر ذهن انسان فرتوت شود، سوژه انتقادی نباشد و بی‌قراری اجتماعی خود را از دست بدهد، جامعه نیز دچار بحران خواهد شد. در صورتی که ما در این چند دهه به انسان ایرانی توجه نداشتیم، ما هم انسان‌زدایی کرده‌ایم و هم جامعه‌زدایی و عاملیت را از انسان گرفته‌ایم، در حالی که باید به انسان و جامعه بازگردیم.
وی با اشاره به تحولات اجتماعی ایران گفت: با وجود همه مشکلات، جامعه ایران همچنان جامعه‌ای در حال ظهور است. با وجود این‌که جامعه در حال حرکت به میانسالی است ولی هنوز حدود یک‌پنجم جامعه در نظام آموزشی حضور دارند و نزدیک به یک‌چهارم جامعه دارای تحصیلات عالیه هستند. همچنین گروه‌های جدید اجتماعی، از جمله زنان، به عرصه آمده‌اند و بر اساس پژوهش‌ها به یک نیروی اجتماعی فعال تبدیل شده‌اند. بنابراین باید کمک کرد این جامعه خود را عیان و بیان کند.
فراستخواه با بیان این‌که جامعه ایرانی یک جامعه در راه است و باید برای آن تسهیل‌گری انجام داد، گفت: مطالعات من نشان می‌دهد ما جامعه‌زدایی و انسان‌زدایی کرده‌ایم، در حالی که جامعه ایرانی، «جامعه‌ای در راه» است و باید تسهیل‌گری کنیم و بستر ظهور ظرفیت‌های آن را فراهم آوریم. در صورتی که در ابلاغ بیشتر دستورالعمل‌ها به نهادهای بومی و اجتماعی توجهی نشده است؛ به همین دلیل بسیاری از برنامه‌ها شکست خورده‌اند و مردم هم‌آغوش مخاطرات رها شده‌اند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر این‌که باید برای جامعه ظرفیت‌سازی انجام داد، به چگونگی ایجاد زمینه‌های دلبستگی میهنی پرداخت و گفت: باید زمینه را برای مردم فراهم کنیم، اگر زمینه فراهم باشد و مردم ببینند که یک دعوت صمیمانه وجود دارد، مردم "ملت" می‌شوند.
وی ادامه داد: جامعه ما در حاضر سازمان اجتماعی مشخص ندارد، جامعه باید بتواند خودش باشد، در صورتی که ما بیشتر خواسته‌ایم جامعه همان چیزی باشد که ما می‌خواهیم، نه آنچه خودش هست. این خود بودن جامعه را از بین برده‌ایم. در گذشته مردم یک محل، می‌توانستند محله را اداره کنند و بدون اتکای کامل به دولت، امور زندگی را پیش می‌بردند. باید اجازه دهیم این اتفاقات بیفتد.
به گفته فراستخواه؛ در طول تاریخ ایران از روایت‌های بزرگ ساخته نشده بلکه از روایت‌های کوچک مردمان در شهرها و روستاها شکل گرفته است و باید اجازه داد این روایت‌های کوچک ادامه پیدا کنند تا روایت بزرگ ایران ساخته شود.
عضو هیئت‌علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با انتقاد از وضعیت آموزش و دانشگاه‌ها گفت: ما حدود ۱۷ میلیون دانش‌آموز داریم اما امروز چه بر سر زندگی کودکان در مدرسه آورده‌ایم؟ با کنکور، تعطیلی پی در پی و ... زندگی مدرسه و دانشگاه را نابود کرده‌ایم. من در حال حاضر چهار کلاس با دانشجویان دکتری دارم اما هیچ‌یک از دانشجویانم را ندیده‌ام و نمی‌شناسم؛ چون همه ارتباطات از طریق سامانه مجازی انجام می‌شود.
این استاد جامعه‌شناسی تاکید کرد: برای حل این مشکلات باید اجازه دهیم مردم «تیک‌آف» و «استارت‌آپ» کنند؛ یعنی برخیزند و دست به عمل بزنند. استارت‌آپ فقط یک مفهوم اقتصادی نیست بلکه یک مفهوم معرفتی و اجتماعی است.
وی با اشاره به «کنش‌گری مرزی» به عنوان یکی از حوزه‌های فعالیت پژوهشی خود اظهار کرد: کنش‌گران مرزی در سازمان‌های دولتی نیز وجود دارند؛ کسانی که میان ایوان جامعه و دیوان دولت در رفت‌وآمد هستند تا جامعه بتواند مجال ظهور پیدا کند. باید اجازه داد مردم فضای زندگی خود را توسعه دهند و روایت زندگی خود را بسازند.
فراستخواه در پایان تاکید کرد: ملت از یک صورت‌بندی حقوقی شکل می‌گیرد و باید کنش‌گری، عاملیت مردم و جامعه‌گی جامعه را به رسمیت شناخت و اجازه داد مردم روایت‌های کوچک خود را رقم بزنند.
در ادامه، کارشناسان و صاحب‌نظران حاضر در نشست به بیان دیدگاه‌ها و طرح سؤالات خود پرداختند.
شایان‌ذکر است این نشست در تاریخ 30 اردیبهشت ماه  1405، به‌صورت حضوری و مجازی و با مشارکت دستگاه‌های اجرایی ملی و استانی، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و اندیشکده‌ها، در سالن دکتر حسین عظیمی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری برگزار شد.
گفتنی است که انتشارات مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری، با شعار "توسعه، کتاب و ایستادگی" در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران که از تاریخ ۲۶ اردیبهشت‌ماه الی 4 خردادماه ۱۴۰۵ برگزار می گردد، به صورت آنلاین حضور خواهد داشت و مخاطبان می‌توانند با مراجعه به صفحه مرکز در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران  جهت مشاهده وخرید آثار و کتاب‌های انتشارات  مرکز اقدام نمایند.

 


یک شنبه 03 خرداد 1405 (4 ساعت قبل )
تاریخ تاسیس مرکز پژوهش های توسعه و آینده نگری به ابتدای مرداد ماه سال 1397 "ه ش" باز می گردد. این مرکز پژوهشی پس از دوران تاسیس و استقرار، اکنون به عنوان یک نهاد مستقل علمی ذیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مرحله ی تثبیت ماموریت های خود قرار دارد و در این دوره تلاش کرده است با ساختاری چابک و منعطف به عنوان مرکز تخصصی با مطالعه بر دو کارویژه "توسعه و آینده نگری ایران اسلامی" با مشارکت نهاد های علمی کشور به عنوان مشاور علمی و امین دولت جمهوری اسلامی ایران در تمامی سطوح عمل نماید.
ریاست جمهوری
سازمان برنامه و بودجه کشور
پايگاه اطلاع‌رسانی حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)