تاب آوری انسانی؛ از چابکی سازمانی و خانواده محوری تا مشارکت مردم در شرایط بحران
تاب آوری انسانی؛ از چابکی سازمانی و خانواده محوری تا مشارکت مردم در شرایط بحران

به گزارش روابط عمومی مرکز، دویست‌وپنجاه‌ودومین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری با عنوان»ایران مانا با ارتقای تاب‌آوری انسانی با تاکید بر تجربه زیسته سازمان بهزیستی در ارتقای تاب‌آوری جامعه در جنگ‌های تحمیلی » اخیربرگزار شد. در این نشست، محمد سبزی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و مدیر گروه مددکاری اجتماعی این دانشگاه، به‌عنوان دبیر علمی نشست و سیّدحسن موسوی چلک؛ معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، به‌عنوان سخنران نشست، به بررسی تجربه‌های سازمان بهزیستی در مدیریت پیامدهای اجتماعی بحران و درس‌آموخته‌های حاصل از آن پرداختند.

در ابتدای نشست ، محمد سبزی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و مدیر گروه مددکاری اجتماعی این دانشگاه، با اشاره به گسترش و تنوع بحران‌ها در دنیای امروز گفت : در دنیای امروزی ما با بحران ها زندگی می کنیم و بحران و تاب آوری یک نقطه نیست طیفی است که سازمان ها را درگیر می کند.از اینرو  تاب‌آوری را نباید مفهومی محدود به یک مقطع زمانی یا یک بخش از جامعه دانست؛ بحران می‌تواند هم ساختار سازمانی، هم نیروی انسانی و هم گروه‌های دریافت‌کننده خدمات را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین‌رو، بررسی تجربه زیسته نهادهای اجتماعی در مواجهه با بحران می‌تواند به شناخت تصمیم‌های مؤثر، موانع اجرایی و ظرفیت‌های قابل‌توسعه در نظام سیاست‌گذاری کمک کند.

وی افزود:  سازمان بهزیستی به دلیل گستردگی گروه‌های هدف و ماهیت مستمر خدمات خود، یکی از مهم‌ترین نهادهای حمایتی در شرایط بحران است و مطالعه تجربه آن می‌تواند برای سایر دستگاه‌های اجرایی، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی نیز آموزنده باشد.

در ادامه نشست، سیّدحسن موسوی چلک؛ معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه سازمان بهزیستی از هفت وظیفه در زمان تشکیل ، امروز مجموعه گسترده‌ای از وظایف مرتبط با سلامت جسمی ، روانی و  اجتماعی را بر عهده دارد، گفت: بخش مهمی از مخاطبان این سازمان را افرادی تشکیل می‌دهند که به دلیل معلولیت، سالمندی، بیماری‌های مزمن روانی یا سایر شرایط خاص، که نمی دانند جنگ چیست و حتی در زمان جنگ امکان ترک خدمات یا مراقبت‌های مستمر را ندارند و ناگزیز از ارایه خدمات شبانه روزی هستیم. ازاین‌رو، سازمان بهزیستی از جمله دستگاه‌هایی است که در هیچ شرایطی نمی‌تواند ارائه خدمات خود را متوقف کند. از همین رو بود که چهار ساعت از حمله 12 روزه ستاد مدیریت بحران بهزیستی  هم در تهران و هم استان ها حتی در استان هایی که درگیر جنگ نبودند بخاطر جابجایی مراکز و آمادگی، فعال شد.

وی با اشاره به تجربه مدیریت بحران در دو جنگ اخیر اظهار کرد: نخستین ضرورت در شرایط بحران، ایجاد هماهنگی درون‌سازمانی و جلوگیری از تعدد مراکز تصمیم‌گیری با تقسیم کار منطقه ای بین معاونت های سازمان بود به نحویکه ضمن فعال شدن کمیته‌های مدیریت بحران در ستاد و استان‌ها، مسئولیت پیگیری استان‌ها میان مدیران تقسیم شد و برای سطوح مختلف مدیریتی جانشینان مشخص شدند تا در صورت قطع ارتباط یا عدم دسترسی به مدیر مسئول، فرایند تصمیم‌گیری و ارائه خدمات متوقف نشود.

موسوی چلک یکی دیگر از عوامل مؤثر را »تفویض اختیار به خود استان «دانست و گفت: محدودیت دسترسی‌ها و شرایط اضطراری ایجاب می‌کرد که بخشی از تصمیم‌ها تا نفر سوم در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها اتخاذ شود. همچنین، در حوزه اطلاع‌رسانی و ابلاغ دستورالعمل‌ها تلاش شد از تعدد کانال‌ها جلوگیری شود و تصمیم‌ها و اخبار رسمی از یک مرجع مشخص منتشر شود؛ اقدامی که از صدور دستورالعمل‌های متناقض و شکل‌گیری اخبار نادرست جلوگیری کرد.

وی هماهنگی بین‌دستگاهی را یکی دیگر از ارکان مدیریت این دوره عنوان کرد و افزود: استمرار فعالیت مراکز بهزیستی نیازمند همکاری مجموعه‌ای از دستگاه‌ها از جمله وزارت کشور، وزارت دادگستری، وزارت بهداشت، وزارت ارتباطات، سازمان برنامه و بودجه کشور، خزانه‌داری، سازمان بازرسی و دستگاه قضایی بود. بخشی از تصمیم‌هایی که در شرایط عادی ممکن بود درگیر فرایندهای طولانی اداری شود، با هماهنگی دستگاه‌های مسئول و نهادهای نظارتی در زمان کوتاه‌تری اتخاذ شد بطوریکه به بیش از 20 هزار مرکز مجوز فعالیت دادیم که در شرایط عادی میسر نبود.

معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به تداوم خدمات روانی و اجتماعی گفت: خطوط اورژانس اجتماعی ۱۲۳ و صدای مشاور ۱۴۸۰ در دوره بحران فعال بودند این خطوط با هماهنگی بین دستگاهی ( سازمان،  وزارت ارتباطات و وزارت کشور ) تحت هیچ شرایطی خطوط حاکمیتی فوق قطع و تعطیل نشدند در عین حال خدمات مشاوره‌ای نیز توسعه یافت.همچنین بیش از سه‌هزار مرکز مشاوره دولتی و غیردولتی برای ارائه خدمات مورد نیاز مردم به کار گرفته شدند و تلاش شد فرایند ارجاع میان دستگاه‌ها از بروکراسی‌های معمول اداری فاصله بگیرد.

وی افزود: یکی از مهم‌ترین اقدامات، انتقال مراکز و مددجویانی بود که در معرض خطر قرار داشتند. بر اساس گزارش ارائه‌شده در نشست، ۱۸۰ مرکز تخلیه و ده‌ها هزار مددجو به نقاط امن منتقل شدند. بخشی از افراد نیز با استفاده از ظرفیت خانواده‌ها به محیط خانوادگی بازگشتند؛ اقدامی که ضمن کاهش تراکم مراکز، امکان ایجاد ظرفیت برای پذیرش افراد جدید در صورت گسترش بحران را نیز فراهم کرد.

معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور،همراهی و همکاری نزدیک نهادهای نظارتی از جمله سازمان برنامه و بودجه کشور در پرداخت زودتر از موعد یارانه مراکز و سازمان بارزسی در تفویض اختیارات ویژه به سازمان برای معاملات در زمان جنگ را در مدیریت بحران بسیار موثر عنوان نمودند.

موسوی چلک» خانواده‌محوری«را یکی از مهم‌ترین درس‌آموخته‌های این تجربه دانست و گفت: هر اندازه بتوان خدمات اجتماعی را به خانواده و محیط طبیعی زندگی افراد نزدیک کرد، تاب‌آوری نظام حمایتی نیز افزایش می‌یابد. در این دوره از ظرفیت‌هایی مانند بازپیوند کودکان با خانواده زیستی، مرخصی نزد اقوام و »خانواده میزبان«استفاده شد و شمار قابل‌توجهی از کودکان از محیط‌های نگهداری شبانه‌روزی به محیط خانواده منتقل شدند.

وی در ادامه با اشاره به نقش مشارکت‌های مردمی اظهار کرد: یکی از ویژگی‌های مهم این دوره، افزایش حضور داوطلبان، تشکل‌های غیردولتی و گروه‌های محلی بود. حدود ۳۰ هزار داوطلب در کنار کارکنان سازمان قرار گرفتند و گروه‌های اجتماع‌محور ، گروه های محب ، اورژانس اجتماعی و گروه های همیار اجتماعی سلامت روان نیز در ارائه خدمات و آموزش‌های تاب‌آوری مشارکت کردند. این تجربه نشان داد که در شرایط بحران، شبکه‌های محلی و نیروهای داوطلب می‌توانند ظرفیت قابل‌توجهی برای حمایت اجتماعی و اعتماد اجتماعی ایجاد کنند.

معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی افزود: بخش غیردولتی نیز با وجود محدودیت‌های مالی، در بسیاری از موارد ظرفیت‌های خود را در اختیار سازمان قرار داد. تجربه این دوره نشان داد که مشارکت مؤثر زمانی افزایش می‌یابد که نیازها به‌طور مشخص برای مردم و خیرین تعریف شود؛ برای مثال به‌جای درخواست عمومی کمک، بسته‌های مشخصی برای مسکن، معیشت، تجهیزات یا سایر نیازهای مددجویان تعریف شود.

وی همچنین اعتماد اجتماعی را یکی از سرمایه‌های اصلی ارائه خدمات در بحران دانست و گفت: حضور نیروهای اورژانس اجتماعی و گروه‌های روانی ـ اجتماعی در مناطق آسیب‌دیده نشان داد که اعتماد شکل‌گرفته میان مردم و نهادهای اجتماعی می‌تواند در شرایط اضطراری به یک ظرفیت عملیاتی تبدیل شود. به همین دلیل، حفاظت از اعتماد عمومی به نهادهای اجتماعی باید بخشی از سیاست مدیریت بحران باشد.

موسوی چلک با اشاره به تجربه‌های حاصل از این دو جنگ تأکید کرد: برای مدیریت مؤثر بحران باید قوی‌ترین و باتجربه‌ترین نیروها در مسئولیت مدیریت بحران قرار گیرند. همچنین تقویت تشکل‌های محله‌محور، توسعه خانواده‌محوری، انتقال مراکز اجتماعی از مجاورت مراکز حساس امنیتی و انتظامی، ایجاد سازوکارهای روشن هماهنگی درون و برون‌سازمانی و پیش‌بینی منابع ویژه برای تداوم فعالیت مراکز اجتماعی از جمله اقداماتی است که باید پیش از وقوع بحران مورد توجه قرار گیرد.

وی با تاکید بر نقش داده هادر ارایه بموقع خدمات در شرایط جنگی، یکی دیگر از خلأهای موجود را نبود اطلاعات مکان‌محور درباره افراد دارای نیازهای ویژه عنوان کرد و گفت: در زمان بحران باید از پیش مشخص باشد سالمندان تنها، بیماران خاص، افراد دارای ضایعه نخاعی و سایر گروه‌های نیازمند حمایت ویژه در چه نقاطی  از شهر قرار دارند و در صورت بروز اختلال، کدام دستگاه و در چه اولویتی باید به آنان خدمت ارائه کند.

معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی همچنین مستندسازی و تبدیل تجربه به دانش را ضروری دانست و افزود: صرف تهیه گزارش عملکرد کافی نیست و تجربه‌های بحران باید به » تجربه‌نگاری«و سپس مدل‌سازی منجر شود. بر همین اساس، در سازمان بهزیستی راهنماهای عملیاتی متعددی برای شرایط جنگ تدوین شده و توسعه خدمات از راه دور، آموزش نیروها و تدوین الگوهای بومی مدیریت بحران نیز در دستور کار قرار گرفته است.

وی در حوزه سلامت روان نیز به اجرای پیمایش گسترده در دوران بحران اشاره کرد و گفت: با استفاده از ظرفیت اپراتورهای تلفن همراه، وضعیت روانی شمار زیادی از شهروندان بررسی شد و گروه‌هایی که نیازمند مداخلات تخصصی‌تر بودند، شناسایی شدند. این تجربه نشان داد که بهره‌گیری از داده و فناوری می‌تواند مداخلات اجتماعی و روان‌شناختی را هدفمندتر کند. همچنین توجه ویژه به زنان، کودکان، سالمندان، بیماران و افراد دارای معلولیت باید در دستورالعمل‌های بحران به‌صورت مشخص دیده شود.

موسوی چلک در بخش دیگری از سخنان خود به اقدامات بین‌المللی اشاره کرد و گفت: تجربه‌های به‌دست‌آمده تنها نباید در سطح ملی باقی بماند. در همین چارچوب، موضوع حمایت از مراکز اجتماعی و مددکاران اجتماعی در شرایط جنگ در مجامع بین‌المللی پیگیری شده و ضرورت حفاظت از مراکز اجتماعی در درگیری‌های نظامی مورد تأکید قرار گرفته است.

وی در عین حال ظرفیت مشارکت داوطلبانه جامعه ایران را قابل‌توجه دانست و افزود: در جنگ اخیر، مشارکت‌های مالی، غیرمالی و حضور داوطلبانه مردم نسبت به تجربه پیشین افزایش یافت. این ظرفیت باید از حالت واکنشی و مقطعی خارج و به شبکه‌ای پایدار برای حمایت اجتماعی در شرایط عادی و بحرانی تبدیل شود.

در ادامه در جمع‌بندی نشست، محمد سبزی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و مدیر گروه مددکاری اجتماعی این دانشگاه، با اشاره به درس‌آموخته‌های مطرح‌شده گفت: تجربه سازمان بهزیستی را می‌توان در چند سطح مورد توجه قرار داد؛ نخست، اصلاح قوانین و سیاست‌های مرتبط با مدیریت بحران و خدمات اجتماعی؛ دوم، تقویت ساختارهای عملیاتی، یکپارچگی خدمات و همکاری بین‌بخشی و سوم، توجه به ابعاد فرهنگی و رفتاری از جمله شایسته‌سالاری، پاسخ‌گویی اجتماعی، توسعه سازمان‌های مردم‌نهاد و استفاده مؤثر از ظرفیت داوطلبان.

وی افزود: بحران نشان داد بسیاری از ظرفیت‌هایی که در شرایط عادی به دلیل پیچیدگی‌های اداری یا بخشی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند،در شرایط بحرانی در صورت ایجاد هماهنگی و اعتماد میان دستگاه‌ها قابل فعال‌شدن هستند. ازاین‌رو، درس‌آموخته‌های شرایط اضطراری باید به اصلاح رویه‌های عادی نظام اداری و اجتماعی کشور نیز منجر شود.

در پایان نشست تأکید شد که تاب‌آوری انسانی تنها به معنای تحمل بحران نیست، بلکه توانایی یادگیری، انطباق و بازطراحی نظام‌های حمایتی پس از بحران را نیز در بر می‌گیرد. تجربه سازمان بهزیستی نشان داد که در سطح خانواده، حمایت روانی ـ اجتماعی و حفظ کرامت انسانی؛ در سطح سازمان، چابکی، تفویض اختیار و اعتماد به مدیران و نیروهای میانی؛ و در سطح سیاست‌گذاری، تقویت سازمان‌های اجتماعی و حمایتی از ارکان اصلی تاب‌آوری ملی به شمار می‌روند.

در ادامه نشست، کارشناسان و صاحب‌نظران حاضر نیز به بیان دیدگاه‌ها و طرح پرسش‌های خود درباره سرمایه اجتماعی، مشارکت داوطلبانه، ضرورت شایسته‌سالاری، اصلاح نظام مدیریت بحران، تقویت همکاری‌های بین‌دستگاهی و تبدیل تجربه‌های موفق دوران بحران به سیاست‌ها و رویه‌های پایدار پرداختند.

شایان ذکر است دویست‌وپنجاه‌ودومین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری روز دوشنبه، ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ به‌صورت حضوری و مجازی و با حضور استادان، پژوهشگران و صاحب‌نظران، در سالن جلسات دکتر حسین عظیمی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری برگزار شد.


دوشنبه 26 مرداد 1405 (3 ساعت قبل )
تاریخ تاسیس مرکز پژوهش های توسعه و آینده نگری به ابتدای مرداد ماه سال 1397 "ه ش" باز می گردد. این مرکز پژوهشی پس از دوران تاسیس و استقرار، اکنون به عنوان یک نهاد مستقل علمی ذیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مرحله ی تثبیت ماموریت های خود قرار دارد و در این دوره تلاش کرده است با ساختاری چابک و منعطف به عنوان مرکز تخصصی با مطالعه بر دو کارویژه "توسعه و آینده نگری ایران اسلامی" با مشارکت نهاد های علمی کشور به عنوان مشاور علمی و امین دولت جمهوری اسلامی ایران در تمامی سطوح عمل نماید.
بازدید امروز
3,311
بازدید دیروز
14,260
بازدید کل
7,020,781