-
بررسی آییننامهها و دستورالعملهای برنامه هفتم پیشرفت
-
بررسی عوامل موثر بر افزایش تصادفات و تلفات جادهای و سوانح رانندگی و دادهکاوی تلفات انسانی
-
سازماندهی و بازآرایی فضایی آموزش عالی کشور
-
به روز رسانی سند ملی آمایش سرزمین
-
انجام مطالعات مناطق آزاد به عنوان نواحی پیشران اقتصادی کشور
-
اصلاح ساختار بودجه و پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت اطلاعات مالی دولت (IFMIS)
به گزارش روابط عمومی مرکز، دویستوپنجاهوسومین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری با عنوان «تحلیل تجربه سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران در تابآوری شهروندان در جنگهای تحمیلی اخیر» از سلسله نشستهای «ایران مانا و مانایی ایرانی» برگزار شد.
در این نشست، علی نصیری؛ رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، بهعنوان دبیر علمی نشست و شاهین مظفری؛ معاون آموزش، بازتوانی و مشارکت اجتماعی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران و مهدی زارع؛ رئیس مرکز پیشبینی زلزله پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، بهعنوان سخنرانان نشست، تجربههای اجرایی و دیدگاههای تخصصی خود را درباره تابآوری شهری، نقش مردم و الزامات مدیریت بحران در تهران مطرح کردند.
علی نصیری؛ رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، بهعنوان دبیر علمی نشست در آغاز نشست با بیان اینکه تجربه جنگهای اخیر باید به دانش و نقشه راه برای بحرانهای آینده تبدیل شود، گفت: مسئله اصلی در ارزیابی عملکرد شهر فقط تعداد ساختمانهای آسیبدیده یا خانوارهای اسکانیافته نیست؛ بلکه باید دید آیا حداقل کارکردهای ضروری شهر حفظ شده، شهروندان احساس رهاشدگی نکردهاند و سازوکار مدیریت بحران توانسته است میان دستگاههای مختلف هماهنگی ایجاد کند؟
وی با اشاره به خلأهای قانونی موجود اظهار کرد: قانون مدیریت بحران، جنگ را از شمول خود مستثنا کرده است، در حالی که جنگ نیز مانند زلزله یا سایر بحرانها، علاوه بر ابعاد امنیتی، مجموعهای از نیازهای غیرامنیتی از جمله اسکان، تغذیه، خدمات پیشبیمارستانی، مدیریت پسماند، بازسازی، رسیدگی به آسیبدیدگان و تداوم خدمات شهری ایجاد میکند. به گفته وی، همین واقعیت ضرورت بازنگری در تقسیم کار قانونی و روشنشدن مسئولیت دستگاهها را نشان میدهد.
علی نصیری یکی از تصمیمهای مؤثر مدیریت شهری را ورود مستقیم به مسئله اسکان و بازسازی دانست و گفت: در شرایطی که بخشی از شهروندان خانههای خود را از دست داده یا امکان بازگشت فوری نداشتند، ظرفیت هتلها برای اسکان اضطراری بهکار گرفته شد و همزمان بازسازی واحدهای آسیبدیده در دستور کار قرار گرفت. در این مسیر، خسارتها بر اساس شدت آسیب دستهبندی شد؛ واحدهای دارای خسارت جزئی سریعتر به شرایط سکونت بازگشتند و برای ساختمانهای نیازمند مقاومسازی یا نوسازی، اسکان موقت و فرایند طولانیتر بازسازی پیشبینی شد.
وی افزود: در جنگ اخیر صدها نقطه در تهران مورد اصابت قرار گرفت و دهها هزار واحد مسکونی و شمار قابلتوجهی از واحدهای اداری، تجاری و خودروها آسیب دیدند. برای مدیریت این حجم از حادثه، اتاق هماهنگی عملیات بهصورت شبانهروزی فعال بود و اطلاعات دستگاههایی مانند آتشنشانی، اورژانس، هلالاحمر، آب، برق، گاز و سایر بخشهای خدماتی در یک ساختار مشترک تجمیع میشد. ارزیابیهای تخصصی سازه و ایمنی نیز با حضور کارشناسان و متخصصان انجام شد تا از وقوع حوادث ثانویه جلوگیری شود.
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، «پاسخگویی مستقیم به مردم» را یکی از نوآوریهای مهم این تجربه عنوان کرد و گفت: هدف این بود که شهروند در صحنه حادثه برای یافتن دستگاه مسئول سرگردان نشود. بر همین اساس، در دهها نقطه چادرهای خدمترسانی و پاسخگویی ایجاد شد و در کنار مراجعه به شهرداری ناحیه و پایگاه مدیریت بحران، خط تلفنی ۱۸۱۱ و بخش ثبت خسارتهای جنگی در اپلیکیشن شهرزاد نیز فعال شد. این سازوکار علاوه بر پیگیری درخواست مردم، امکان رصد عملکرد مناطق و شناسایی سریعتر مشکلات را فراهم کرد.
علی نصیری تأکید کرد: حفظ تداوم کارکرد شهر بخش دیگری از تابآوری بود. استمرار فعالیت مترو(حتی رایگان کردن آن) ، اتوبوسرانی، خدمات نظافت و سایر خدمات شهری، در کنار اسکان و رسیدگی به خانوارهای آسیبدیده، این پیام را منتقل میکرد که شهر از کار نیفتاده و نظام خدماتی در کنار مردم حضور دارد. به گفته وی، مشارکت مردمی نیز مکمل این اقدامات بود، اما نباید جایگزین وظایف حاکمیتی تلقی شود؛ در مدیریت بحران موفق، مردم و حکومت باید در کنار یکدیگر و هرکدام در حوزه مسئولیت خود عمل کنند.
در ادامه نشست شاهین مظفری؛ معاون آموزش، بازتوانی و مشارکت اجتماعی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، به عنوان سخنران اول نشست، با تمرکز بر ابعاد انسانی و اجتماعی بحران گفت: جنگ اخیر یک بحران چندکانونی، پویا، مبهم و تکرارشونده بود و در چنین شرایطی، صرف پاسخ عملیاتی به حادثه کافی نیست. بخشی از مأموریت مدیریت شهری این بود که مردم احساس نکنند رها شدهاند بلکه جریان زندگی، حتی در شرایط اضطراری، تا حد امکان ادامه پیدا کند.
وی با اشاره به تجربه حضور در صحنههای آسیبدیده افزود: خانوادهها فقط با تخریب یک ساختمان مواجه نبودند؛ از دست دادن عزیزان، از بین رفتن خانه، نگرانی مالی، جابهجایی، آینده نامعلوم کودکان و فشارهای روانی بهصورت همزمان بر آنان وارد میشد. ازاینرو، پاسخ مدیریت بحران باید متناسب با وضعیت هر خانواده طراحی میشد و از اسکان فوری تا مشاوره، خدمات پزشکی و مددکاری و پیگیری خسارت را در بر میگرفت.
شاهین مظفری نقش شبکه داوطلبان محلی را یکی از مهمترین سرمایههای تهران دانست و اظهار کرد: اعضای «دوام» یا داوطلبان واکنش اضطراری محله، به دلیل حضور در همان محله، در بسیاری از حوادث پیش از نیروهای رسمی به محل میرسیدند. این شبکه که طی سالهای اخیر توسعه یافته است، در کنار گروههای جهادی و سایر داوطلبان، در پاسخگویی به مردم، پاکسازی منازل، جابهجایی وسایل و پشتیبانی از خانوارها نقش مؤثری ایفا کرد.
وی ادامه داد: خدمات حمایت روانی ـ اجتماعی از صحنه حادثه آغاز و تا محل اسکان اضطراری ادامه پیدا می کرد. روانشناسان و مددکاران داوطلب در کنار خانوادهها حضور داشتند و در هتلها نیز تلاش شد زندگی صرفاً به اقامت در یک اتاق محدود نشود؛ خدمات درمانی و مشاورهای، برنامههای کودکان و فعالیتهای اجتماعی برای حفظ جریان عادی زندگی در حد امکان ادامه یافت. این تجربه نشان داد بازتوانی اجتماعی، بخشی جداییناپذیر از مدیریت بحران است.
معاون آموزش، بازتوانی و مشارکت اجتماعی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران همچنین بر نقش آموزش تأکید کرد و گفت: آموزشهای عمومی «شهر آماده»، آموزش کارکنان شهرداری و تمرینهای پیش از بحران، در زمان حادثه اثر خود را نشان دادند. با این حال، تجربه جنگ آشکار کرد که گروههای جهادی و داوطلب نیز باید پیش از ورود به صحنه آموزش ببینند؛ زیرا حضور بدون سازماندهی و دانش کافی، در برخی محیطهای پرخطر میتواند خود به عامل آسیب تبدیل شود.
شاهین مظفری یکی از خلأهای مهم را نبود سامانه واحد فراخوان و سازماندهی داوطلبان دانست و افزود: در بحران باید مشخص باشد چه کسی، با چه مهارتی، زیر نظر چه سرتیمی و در کدام نقطه فعالیت میکند. وی همچنین «بازتوانی اقتصادی» را موضوعی مغفول در قوانین دانست و گفت: بیمه، جبران خسارت، تأمین حداقل وسایل زندگی و کمک به بازگشت خانوار به چرخه عادی، بخش مهمی از تابآوری است که باید در برنامهریزیهای آینده جایگاه روشنتری پیدا کند.
وی در پایان بر ضرورت روایتگری تجربهها تأکید کرد و گفت: گزارش عملکرد برای انتقال دانش کافی نیست. تجربههای انسانی، مشارکت مردم، تصمیمهای مؤثر و حتی خطاهای رخداده باید ثبت و روایت شوند تا هم حافظه سازمانی شکل گیرد و هم سرمایه اجتماعی و حس تعلق به شهر و کشور تقویت شود.
در ادامه نشست مهدی زارع؛ رئیس مرکز پیشبینی زلزله پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، به عنوان سخنران دیگر نشست، با ارائه پیشنهادی برای «پدافند یکپارچه انواع بحران ها و مخاطرات» گفت: تمرکز بالای جمعیت، زیرساخت و فعالیت اقتصادی در تهران، این کلانشهر را در برابر جنگ، زلزله و سایر مخاطرات بسیار آسیبپذیر کرده است. تجربههای اخیر نشان داد که هر جا تمرکز بیشتر بوده آسیب پذیری هم بیشتر بوده است از اینرو به تجربه دریافتیم که الگوی سنتی و صرفاً کالبدی مدیریت بحران کافی نیست و باید به سمت رویکردی شبکهای، اجتماع محور و چندلایه حرکت کرد.در عین حال برای ارتقای جامعه محوری و خود امدادی ضروری است پدافندشناختی ، هشدار سریع و سرمایه اجتماعی را مورد توجه قرار داد.
وی با اشاره به شباهت برخی الزامات جنگ و زلزله افزود: ساختار فرماندهی غیرمتمرکز و شبکهای، ارتباطات چندلایه، مدیریت سریع افکار عمومی، مشارکت مردم، پایداری زیرساختهای حیاتی و امکان ترمیم سریع آنها، عناصر مشترک تابآوری در انواع بحرانها هستند. تأخیر در اطلاعرسانی یا وابستگی بیش از اندازه به یک مرکز، شبکه یا زیرساخت میتواند آسیبپذیری را افزایش دهد.
مهدی زارع تأکید کرد: مفهوم «پدافند مدنی» باید فراتر از پدافند صرفاً مهندسی یا نظامی دیده شود و حفاظت از کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، روانی، سایبری و زیرساختی جامعه را در برابر مخاطرات طبیعی و انسانساخت بهصورت یکپارچه پوشش دهد.ایشان افزودندهدف پدافند مدنی نه تنها حفظ زیرساخت ها و کارکردهای جامعه است بلکه مقابله با فروپاشی آنها نیز می باشد. به اعتقاد وی، تفکیک کامل مدیریت بحران طبیعی از مخاطرات انسانساخت در ساختارهای کشور نیازمند بازاندیشی جدی است و تجربه جنگهای اخیر میتواند مبنایی برای طراحی یک ساختار هماهنگتر باشد.
وی توسعه زیرساختهای دوکاربردی و غیرمتمرکز را از الزامات آینده تهران دانست و گفت: فضاهای زیرزمینی، مترو، تونلها، پارکینگهای طبقاتی، ریزشبکههای محلی انرژی و سامانههای ارتباطی مستقل میتوانند در شرایط مختلف نقش پشتیبان داشته باشند. همچنین سامانه هشدار باید از شکل تکمخاطرهای خارج و به سامانهای چندمنظوره تبدیل شود که در برابر زلزله، حملات و سایر مخاطرات بتواند هشدار بهموقع و قابلفهم برای مردم ارائه کند.
رئیس مرکز پیشبینی زلزله پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، تابآوری را فقط یک موضوع فنی ندانست و افزود: سرعت بازگشت جامعه به شرایط عادی، علاوه بر ایمنی ساختمانها، به تابآوری سازمانی، اجتماعی و اقتصادی بستگی دارد. جامعهای تابآورتر است که در برابر شوک کمتر افت کند، سریعتر خدمات خود را بازیابد و در صورت امکان پس از بحران با شرایطی بهتر از قبل به مسیر توسعه بازگردد.
وی در جمعبندی سخنان خود، فاصله میان «دانش» و «اجرا» را یکی از مسائل اصلی کشور عنوان کرد و گفت: ایران از نظر دانش مدیریت بحران، پژوهشگران و توان علمی ظرفیت قابلتوجهی دارد، اما بخش مهمی از آنچه میدانیم در ساختوساز، زیرساخت، پناهگاه، پراکندگی مراکز حیاتی و آمادگی عمومی به اجرا تبدیل نشده است. بنابراین مهمترین درس تجربههای اخیر، تبدیل آموختههای علمی و میدانی به تصمیم اجرایی و الزام عملی است.
در بخش پایانی نشست نیز بر این نکته تأکید شد که مشارکت مردم جایگزین مسئولیت حکومت نیست، بلکه یکی از ارکان مدیریت بحران جامعهمحور است. مردم میتوانند در خودامدادی، همیاری محلی، مراقبت از همسایگان و پشتیبانی اجتماعی نقشآفرینی کنند، در حالی که ایمنی سازهها، تأمین تجهیزات سنگین، حفاظت از شریانهای حیاتی، جبران خسارت و ایجاد زیرساختهای پایدار همچنان مسئولیت نهادهای عمومی و حاکمیتی است.
در ادامه نشست، کارشناسان و صاحبنظران حاضر به بیان دیدگاهها و طرح پرسشهای خود درباره مستندسازی و انتقال تجربه تهران به سایر کلانشهرها، جایگاه مشارکت مردمی، بازنگری قوانین مدیریت بحران، ضرورت اجرای مقررات موجود و استفاده از ظرفیت دانشگاهها و مراکز پژوهشی برای تبدیل تجربههای جنگ به سیاستهای پایدار پرداختند.
شایان ذکر است دویستوپنجاهوسومین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری روز چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵، بهصورت حضوری و مجازی در سالن جلسات دکتر حسین عظیمی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری برگزار شد.